على محمدى خراسانى

47

خارج اصول (فارسى)

اگر تعريف ماهوى بود جاى مناقشه و چون‌چرا بود 3 - هدف از وضع چيست ؟ هدف از وضع الفاظ براى معانى عبارتست از تفهيم مقاصد و مرادات به ديگران : از آن رهگذر كه آدمى موجودى مدنى و اجتماعى است نياز به تعامل و همكارى دارد و تعامل و مشاركت مدنى نياز به تفاهم و مفاهمه دارد و راه اولى براى تفهيم آن است كه هركسى خود اشياء خارجى را نزد ديگرى حاضر كند تا وى با يكى از حواس ظاهرى آن را حس و لمس نمايد و مراد او را بفهمد . ولى همه مىدانيم كه اين شيوه عملا چندان كارآيى ندارد و سراسر تكلف و مشقت است و تازه وافى به تمام مرادات هم نيست زيرا بسيارى از امور يا از موجودات خارجى نيستند و يا احضار آنها نزد مخاطب ميسور نيست ( فى المثل امر محال را چگونه در برابر چشم طرف حاضر كند ؟ حقيقت مجرّد را چگونه به مخاطب نشان دهد ؟ كوه دماوند را با چه امكانى نزد او بياورد ؟ و . . . ) و شيوه مفاهمه اشاره‌اى هم كه هرمقصدى را با اشاره چشم و سر و دست به ديگرى تفهيم نمايد ، عملا بسيار ناقص و نارسا است و به درد مفاهيم محال و عدمى نمىخورد ، به درد حقايق مجردّه نمىخورد ، براى محسوسات هم تا حدّى كاربرد دارد و بيش از آن با اشاره قابل‌فهم نيست و لذا بهترين و آسان‌ترين و جامع‌ترين شيوه افاده مراد تكلّم و گفتگو است كه خداوند همه ابزار و امكانات سخن گفتن را به بشر ارزانى داشته و وى تمام مقاصد خويش را با اختراع الفاظ و قرار دادن آنها براى معانى مىتواند مراد خويش را بفهماند و مرادات ديگران را هم بفهمد .